امید وارم تو این وبلاگ لحظاتی خوبی رو سپری کنید منتظر نظرات خوبتون هستیم
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 17:32
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 17:23
-پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند . ![]()
ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند ۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد . ![]()
ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند. ![]()
ـ وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است . ![]()
ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد . ![]()
ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال ۱۲۲۷ شمسی ساخت . ![]()
ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است . ![]()
ـ با ۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد . ![]()
ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند . ![]()
ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند . ![]()
ـ اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید . ![]()
ـ فیل بالغ در روز ۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند . ![]()
ـ تعداد حشرات موجود در ۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است. ![]()
ـ هرفرد عادی درسرخود ۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد. ![]()
ـ ریش انسان بالغ بر ۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.
ـ گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه. ![]()
ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا. ![]()
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است. ![]()
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 14:20
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 14:19
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 14:12
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: شنبه 28 دی 1392 ساعت: 8:58
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: شنبه 28 دی 1392 ساعت: 8:55
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: شنبه 28 دی 1392 ساعت: 8:54
ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﭼﯿﻪ ؟
.
.
.
... .
.
.
ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﮔﻮﺷﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﺎﯾﻠﻨﺖ !
ﻧﺒﺮﺩﻥ ﮔﻮﺷﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻭ ﺣﻤﺎﻡ !
ﺍﺯ ﺭﻣﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﯾﻨﺒﺎﮐﺲ ﮔﻮﺷﯽ !
ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺛﺎﺭ ﺟﺮﻡ !
ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﺣﺖ …
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍﺣﺖ …
ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ !
ﺗﻤﻮﻡ ﻧﺸﺪﻥ ﺷﺎﺭﮊ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺑﻌﺪ ۶ ﺳﺎﻋﺖ
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 20:46
اگه یه کلید پیدا کردی دوست داری مال کجا باشه؟؟؟
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 20:23

برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 20:20

دوستت دارم؛
نه به خاطر تو
به خاطر خودم
دوستت دارم
نه به خاطر تنهاییت
دوستت دارم به خاطر همدلیت
به دلیل یک رنگی ات
تورا دوست دارم
چون لایق دوست داشتنی

دوستت دارم؛
نه به خاطر تو
به خاطر خودم
دوستت دارم
نه به خاطر تنهاییت
دوستت دارم به خاطر همدلیت
به دلیل یک رنگی ات
تورا دوست دارم
چون لایق دوست داشتنی
چون شایسته ستایش کردنی
دوستت دارم
به خاطر چشمهایت وقلب مهربانت
تورا دوست دارم
چون مظهر زندگی کردنی
چون سزاوار محبت ودوست داشتنی
تو صدای رفاقتی
تو امید صداقتی
دوستت دارم
نه به خاطر نیستی
تنها برای هستی
برای بودنت،برای یاریت
تو که در ژرفای خیال بامنی
تو که پاییزو بهار همراه منی
تورا دوست دارم
تورا که لحظاتم از آن توست
تو که شادیت ،شادیم را
اندوهت،اندوهم را رغم می زند
تو که وجودت سراسر زیباییست
تو که داشتنت آرزویم
وبودنت در کنارم،رویای من است
دوستت دارم
به خاطر خودت
وبرای خودم
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 19:45
بچه بودیم ار آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید
![]()
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم ار آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید
![]()
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه

بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم
يك ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون
مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛
دیگه همون بچه هم نیستیم
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 19:36
پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده! 
دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود …! 
پسر : اون که ۱۰۰% … هیکلت همیشه قشنگ بوده .. 
اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد …! 
دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی ؟خیلی هیــــــــــــــزی! 
پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم ..هیکلت واسم مهم نبود 
دختر : یعنی چی ؟! پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!! 

پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..!
دختر : یعنی الان میرم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!! 


پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه! 

دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!! 

پسر:جان مادرت بیخیال شو
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 19:32
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره! . . .
********************
زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو بهقیمت یک گوسفند فروختند.. به
نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نهاگه زن خوبی باشه می ارزه…
********************
دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ،مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ،
مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوزنخوابوندم!
سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره! . . .
********************
زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو بهقیمت یک گوسفند فروختند.. به
نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نهاگه زن خوبی باشه می ارزه…
********************
دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ،مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ،
مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوزنخوابوندم!
********************
زن از شوهرش می پرسه: عزیزم ، تو منو دوست داری؟
مرد میگه : خوب معلومهعزیزم ، اگه دوست نداشتم چطور می تونستم هر شب بیام
خونه پیشت وقت و عمرم رو تلف کنم!!!
********************
زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ،وقتی می خوان فریب بدن.
********************
بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن
بزرگترین تفریح؟ شوهرسرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهرتربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتنمردی به اسم شوهر
********************
آدما می تونند دختر باشن اما دخترا نمی تونندآدم باشن
********************
نصیحت خنگول به پسرش : هیچ وقت زن نگیر به پسرتهم بگو زن نگیره!
********************
هشدار به دخترهای دم بخت ، دخترهای چینی بامهریه ی کم در راهند… بجنبید.
********************
پیامی برای دختران : ز گهواره تا گور دانش بجویچون از شوهر خبری نیست!
********************
پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواجنمیکنم
دختره: منم تا ازدواجنکنم ۲۵ سالم نمیشه
********************
۷دخترلاغر ۷پسرچاق راخوردند
تعبیر: قحطی شوهر در راه است
********************
از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟
میگهاگه پیدا بشه حرف ندارهبرچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 19:27
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 19:4
ﺗﻮ ﮐﺎﻓﻰ ﺷﺎﭖ
ﭘﺴﺮﻩ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻩ
ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ...
ﻣﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﻰ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﻰ ﺩﺳﺘﻢ
ﺍﻣﺎ ﺍﺻﻸ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻣﻠﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﻰ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺎ!!![]()
![]()
![]()
![]()
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: جمعه 27 دی 1392 ساعت: 18:0
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: پنجشنبه 26 دی 1392 ساعت: 8:58
میگن چرا درس نمیخونه؟
یه سال365 روزه
52 روزش جمعه است, میمونه 313 روز
حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم میمونه 263 روز
میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم این میشه 122 روز و باقی میمونه141 روز
هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم این میشه 15 روز و باقی میمونه126 روز
روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز
میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر, ساعتهای خالی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه این میشه 60 روز و باقی میمونه 36 روز
31 روز تعطیلات رسمی سالانه, میمونه 5 روز
خوب عزیزم ما هم آدمیم سالی 4 روزم مریض میشیم
میمونه یه روز, که تصادفی اون یه روزم روزتولدم :|
تموم شد و رفت..!!!
امیدوارم همه قانع شده باشن...!
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 14:24
همیشه تصورکن تو دنیای شیشه ای زندگی میکنی
****
پس به طرف کسی سنگ پرت نکن چون اول دنیای خودت خراب میشه
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 13:41
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 13:40
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 13:37
زنگیدم گوشی برداشته بهم میگه:
ببخشید شما دختریید؟
گفتم به نه به بسرم خودمو شکل بسرا در اوردم
********************************
طلا گرون شده بود هیچ طلا فروشی طلا با پول نمیفروخت
رفتیم طلا فروشی یه تیکه طلا بگیریم
یارو میگه طلا رو با پول میخوایین
داداشم گفت په نه په با ماچ میخوایم
******************************
خواهرم زنگیده میگه دفترچه بیمت دست خودته
گفتم په نه په عجیجم دست رئیس بیمارستانه
هروقت بخوام برم بیشش میرم بر میدارم
گفت مهر برا متخصص هم داره؟
اله مهرم زدم که تو راخت باشی بتونی
بری پیش دکتر ناقلا داره از دوقولو بودنمون سو استفاده میکنه
رفتم تو مغازه بسره بهم شمارش رو داده بزنگم برا جنس زنگیدم گوشی برداشته بهم میگه: ببخشید شما دختریید؟ گفتم به نه به بسرم خودمو شکل بسرا در اوردم ******************************** طلا گرون شده بود هیچ طلا فروشی طلا با پول نمیفروخت رفتیم طلا فروشی یه تیکه طلا بگیریم یارو میگه طلا رو با پول میخوایین داداشم گفت په نه په با ماچ میخوایم ****************************** خواهرم زنگیده میگه دفترچه بیمت دست خودته گفتم په نه په عجیجم دست رئیس بیمارستانه هروقت بخوام برم بیشش میرم بر میدارم گفت مهر برا متخصص هم داره؟ اله مهرم زدم که تو راخت باشی بتونی بری پیش دکتر ناقلا داره از دوقولو بودنمون سو استفاده میکنه ************************************** یادش بخیر چقد قورباغه میگرفتیم سیگار میزاشتیم تودهنش از همه جاش دود بیرون میومد تا وقتی که بیچاره میترکید ****************************************
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:53
مامانم میگم ، لایک به ناهارت ، با ناراحتی میگه لایک به جد و آبادت ، نمک نشناس دستم بشکنه دیگه برات کوفتم نمیپزم !
فک و فامیله داریم ؟
بعد سالها داشتم واسه تجدید خاطره با مامان بزرگم منچ بازی می کردم !
۲ دست بردمش دست سوم کُری میخوندم واسش !
من : ننه پیر شدی ، گذشت اون زمون که منُ میبردی !
مامان بزرگم : پیر مادرزنته ، تو بزرگ شدی دیگه نمیتونم کلاه سرت بزارم ، بچگیا خرفت بودی گولت میزدم میبردمت
من
مامان بزرگ ![]()
اینا به کنار ، تا میخواستم مهره اشُ بزنم میگفت زورت به من پیرزن رسیده ؟
وقتی میزدم می گفت : وقتی نوه ام بهم رحم نمیکنه باید از بقیه چه توقعی داشته باشم ، خیلی نمک به حرومی !
فک و فامیله داریم ؟
مامانم میگم ، لایک به ناهارت ، با ناراحتی میگه لایک به جد و آبادت ، نمک نشناس دستم بشکنه دیگه برات کوفتم نمیپزم ! بعد سالها داشتم واسه تجدید خاطره با مامان بزرگم منچ بازی می کردم ! اینا به کنار ، تا میخواستم مهره اشُ بزنم میگفت زورت به من پیرزن رسیده ؟ بچه خواهرم ۸ سالشه ، مامان و باباش رفتن جایی اونو نبردن ، گریه کنان اومده به من میگه دایی تو لپ تاپت آهنگ بذار گوش کنم ، بهش میگم سوسن خانوم بذارم ؟ میگه نه داریوش بذار !! پسر خالم دوسالشه به عمش گفته پدر سگ ! خواهر زادم کچل کرده بود . یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی زده ! بهش میگیم خوب دایی جان ! روی قوطی رو نخوندی نوشته کف شوی ؟! میگه چرا خوندم ، نوشته بود برای سطوح صاف ! پسر دایی هام داشتن با هم دعوا می کردن ، دایی ام که باباشون باشه ! اومده می گه بچه ها به خاطر من کوتاه بیایین . داداش کوچیکه برگشته به بزرگه می گه پدر سگ این دفعه رو به احترام بابا هیچی بت نمی گم وگرنه پدرت رو در می اوردم ! مامانم رفته بود خونه دائیم ، پسر دائیم دسته گل آب داده بود و زن دائیم داشت تنبیهش میکرد بعد پسر دائیم گفته به خدا مامان من نبودم !
فک و فامیله داریم ؟
۲ دست بردمش دست سوم کُری میخوندم واسش !
من : ننه پیر شدی ، گذشت اون زمون که منُ میبردی !
مامان بزرگم : پیر مادرزنته ، تو بزرگ شدی دیگه نمیتونم کلاه سرت بزارم ، بچگیا خرفت بودی گولت میزدم میبردمت
من
مامان بزرگ ![]()
وقتی میزدم می گفت : وقتی نوه ام بهم رحم نمیکنه باید از بقیه چه توقعی داشته باشم ، خیلی نمک به حرومی !
فک و فامیله داریم ؟
فک و فامیله داریم
بهش گفتن معذرت خواهی کن !
گفته ببخشید پدر سگ جان !
![]()
فک و فامیله داریم ؟
من
سطوح صاف و مورب
کف شوی
سر کچلش
فک و فامیله داریم
فک و فامیله داریم ؟
زن دائیم هم گفته آره جونه عمت تو نبودی آره ارواح خیک عمت تو نبودی که یهو دو زاریش میفته که مامانم آنجاست دوباره شروع می کنه پسر دائیم رو به کتک زدن ! میگه آره جونه خالت تو نبودی !
بعد می بینه نمی شه هیچجور جمع و جورش کنه رو میکنه به مامانم میگه به خدا من خودم هم عمم
فک و فامیله داریم ؟
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:44
دو قطره آب ریخت رو مانیتور
اومدم با دستمال کاغذی پاک کنم دیدم قهوه ایه
تعجب کردم ، نگو گــــِـــل درست شده بود !
.
.
.
ما دانشگاه قبول شدیم زنگ زدیم خبر بدیم
گفتیم پیرزن چه میدونه شیمی و مهندسی شیمی فرق داره
گفتم مامان بزرگ شیمی قبول شدم گفت شیمی ؟ یا مهندسی شیمی ؟؟
.
.
.
از جوانمردی فقط ایستگاهش مانده
ایستگاه بعد علی آباد …. !
.
.
.
قدرت بوگاتی ۱۰۰۱ اسب بخاره
قدرت پراید ۶۳ الاغ بیبخار !
.
دو قطره آب ریخت رو مانیتور
اومدم با دستمال کاغذی پاک کنم دیدم قهوه ایه
تعجب کردم ، نگو گــــِـــل درست شده بود !
.
.
.
ما دانشگاه قبول شدیم زنگ زدیم خبر بدیم
گفتیم پیرزن چه میدونه شیمی و مهندسی شیمی فرق داره
گفتم مامان بزرگ شیمی قبول شدم گفت شیمی ؟ یا مهندسی شیمی ؟؟
.
.
.
از جوانمردی فقط ایستگاهش مانده
ایستگاه بعد علی آباد …. !
.
.
.
قدرت بوگاتی ۱۰۰۱ اسب بخاره
قدرت پراید ۶۳ الاغ بیبخار !
.
.
.
اینقد بدم میاد از این آدمای جَو گیرِ ضایع …
از اون روزی که رفته دانشگا ! یکی در میون انگلیسی میاد وسط حرفاش !
آخه الدنگ عین آدم حرف بزن خوب
تو که نمیتونی ۲ تا جمله کامل انگلیسی حرف بزنی
حداقل زبون مادریتو خراب نکن
.
.
.
دقت کردین ؟
اینایی که میرن کلاس گیتار ، بدون استثنا اولین آهنگی که یاد میگیرن
آهنگ خز شده و ضایعِ “اگه یه روز بری سفر” میباشد
پ.ن : از اساتید محترم خواهشمندیم یکم تنوع به خرج بدید
.
.
.
موقع خواب : بابام : گوشیرو کجا گذاشتی؟
مامانم : بالا سرت ! بابام : چرا بالا سر خودت نذاشتی؟
مامانم : چونکه سرطانزاست ….. !
یعنی عشق میچکه ها !
.
.
.
دیروز رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن
بعدش من لپای دختررو کشیدم گفتم اسمت چیه ؟
پسره عصبی شد گفت زهرا اسمتو بهش نگو
.
.
.
- چطوری بهش بگم دوستت دارم؟
+خیلی راحت بهش بگو
- باشه بیا با تو تمرین کنیم
+باشه
- دوستت دارم
+منم دوستت دارم,خب حالا برو بهش بگو
- بهش گفتم…
.
.
.
شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه !
.
.
.
دقت کردین بیشتر مواقع احساس می کنیم گوشیمون زنگ خورده
بعد که نگاه میکنیم میبینیم یه توهم ویبره ای بیش نبوده؟؟؟
.
.
.
اون تفریحاتی که تو فرجه ی امتحان ها به ذهنم میرسه
تو تابستون به ذهنم نمیرسه! یه همچین وضعیتی داریم الان !!
.
.
.
الان یه مگــس رو مانیتورم ﻧﺸﺴﺘﻪ بود ، ﻣﯿﺨﻮﺍستم ﺑﺎ ﻣﻮﺱ
ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﯾﺴﺎﯾﮑﻞ ﺑﯿﻦ ! D:
یه همچین آدمینِ توهم زده ای هستم من
.
.
.
ظالم باشی بت میگن حیوون!
مظلوم باشی میگن حیوونی…
.
.
.
دقت کردین تعداد خواننده های ایران ، از شنونده ها داره بیشتر میشه؟
.
.
.
سلامتی اونایی که وقتی دونفری از خیابون رد میشن
همیشه سمت چپ وایمیسن …
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:41
رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونیشون بهم نخورده…
زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟
بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانسمون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم! ♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟ ♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه داره شیر می خوره؟ پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!! ♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ ♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته...اینا اشک شوقه!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونیشون بهم نخورده…
زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟
بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانسمون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ رفتم سردخونه میگم : بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.
میگه : میخوای خاکش کنی؟
پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦ ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!
روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:39
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:29
یارو خواب میبینه بزرگترین نون دنیا رو خورده صبح بلند میشه میبینه لحافش نیست هار هار هار...:-):-):-)
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:29
امروز که از کنارش رد میشده گدا صداش کرده یه کتاب بهش داده به اسم:
چگونه اشپز خوبی شویم؟؟:-)برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:28
کاش دوستی ادما مثل چشم ودست بود.وقتی دست زخم میشه چشم اشک میریزه.وقتی چشم اشم میریزه دست اشک هاشو پاک میکنه...
برچسب: نویسنده: سیاوش شمشکی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 16:28